أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

339

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

هشتم : كيد زنان را عظيم گفت زيرا كى زن دام شيطان است « 1 » ، « النساء حبائل الشيطان . » بيشتر « 2 » ميل او به تهمت و عصيان بود و عقل او « 3 » با ناقصان بود ، و مرد بكمال عقل « 4 » خود در چنگ كيد زنان « 5 » اسير و ناتوان بود . « 6 » اگر گويند چرا كيد شيطان را ضعيف گفت و كيد زنان را عظيم « 7 » ، گوييم : كيد شيطان را در جنب كيد خود ضعيف گفت « 8 » ، كيد شيطان در جنب كيد رحمن ضعيف باشد ، « 9 » و كيد زنان را در جنب كيد مردان عظيم گفت « 10 » . و ديگر زن « 11 » هيچ « 12 » كيدى نكند كى نه « 13 » شيطان در ميان بود « 14 » ، و باشد كى شيطان كيدى كند كى زن از آن بر كران بود « 15 » . پس كيد زن « 16 » عظيم از آن « 17 » بود كى شيطان در ميان بود ، و كيد شيطان « 18 » ضعيف از آن « 19 » بود كى باشد كى « 20 » زن بر كران « 21 » بود . و ديگر شيطان بذكر خداوند « 22 » بگريزد و زن به هزار حيلت و بند در آويزد . و ديگر شيطان دشمن آشكار است ، هر كسى تواند كى از كيد دشمن آشكارا حذر كند ، و زن دشمن نهان است كم كس تواند « 23 » كى از راه او حذر « 24 » كند . قصه : « 25 » « فَلَمَّا رَأى قَمِيصَهُ « 26 » . » « 1 - » پس « 27 » چون آن كودك زبان بر فراخت و آن پيراهن را ميان مجرم و بىجرم « 28 » حكم ساخت ، عزيز در آن « 29 » پيراهن نگاه كرد از پس دريده بود . « قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ . » « 1 » يوسف را رها

--> ( 1 ) - بود قوله عليه الصلاة و السلم ( 2 ) - ندارد ( 3 ) - + نقص ( 4 ) - ندارد ( 5 ) - « كيد زنان » ندارد ( 6 ) - + سؤال ( 7 ) - + گفت ( 8 ) - + و كيد زنان را در جنب كيد مردان عظيم گفت ( 9 ) - + ان كيد الشيطان كان ضعيفا ( 10 ) - باشد ان كيد كن عظيم ( 11 ) - ندارد ( 12 ) - + زنى ( 13 ) - ندارد ( 14 ) - نباشد ( 15 ) - بر كرانه باشد ( 16 ) - + از آن ( 17 ) - « از آن » ندارد ( 18 ) - + از آن ( 19 ) - « از آن » ندارد ( 20 ) - « باشد كه » ندارد ( 21 ) - كرانه ( 22 ) - از ذكر خدا ( 23 ) - هيچ كس نتواند ( 24 ) - كيد او گذر ( 25 ) - + قوله تعالى ( 26 ) - + قد من دبر الآية ( 27 ) - ندارد ( 28 ) - و بىمجرم ( 29 ) - ندارد ( 1 - ) سورهء يوسف / 28